سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
32
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
شود . او دستور داد اذان عصر را نگويند . به او ايراد كردند ، كه تو براى خاطر يك نفر كه دارد طواف مىكند مىگويى نماز مردم را تأخير بيندازند ؟ گفت : به خدا اگر تا فردا صبح هم طوافش طول مىكشيد مىگفتم اذان نگويند ! 4 . فساد سياسى اين وضع آن روزگار است ؛ آن وضع فكرى ، اين وضع فساد اخلاقى و به جز اين دو ، فساد سياسى . . . كه اين هم يك عامل ديگر بود . اغلب شخصيتهاى بزرگ ، سر در آخور تمنّيات مادى ، كه به وسيلهء رجال حكومت برآورده مىشد ، داشتند . شخصيت بزرگى مثل محمد بن شهاب زهرى كه خودش قبلا شاگرد امام سجاد هم بود به آنچنان وضعى مىافتد كه آن نامهء معروف امام سجاد به وى صادر مىشود ، كه در حقيقت نامهاى است براى تاريخ و نشاندهندهء اين است كه او به چه وابستگىهايى دچار بوده است ، و امثال محمد بن شهاب زياد بودند . مطلبى را مرحوم مجلسى - رضوان اللّه تعالى عليه - از ابن ابى الحديد نقل مىكند كه تكاندهنده است . مجلسى - عليه الرحمه - در بحار الانوار از قول جابر نقل مىكند كه امام سجاد فرمودند : « ما ندرى كيف نصنع بالنّاس ان حدّثناهم بما سمعنا من رسل اللّه صلّى اللّه عليه و آله ضحكوا و ان سكتنا لم يسعنا » ؛ « 1 » ( نمىدانيم با مردم چگونه رفتار كنيم ؛ اگر آنچه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدهايم برايشان بازگو كنيم مىخندند و اگر ساكت بمانيم مجاز نيستيم . ) نه فقط قبول نمىكنند ، بلكه به تمسخر مىخندند . بعد ماجرايى را ذكر مىكند كه حضرت حديثى را نقل كردند براى جمعى . كسى در بين آن جمع بود ، استهزا كرد و قبول نكرد . بعد دربارهء سعيد بن مسيّب و زهرى مىگويد كه از منحرفين بودند - كه البته در مورد سعيد بن مسيب بنده قبول نمىكنم و دلايل ديگرى هست كه وى جزء حواريون امام بوده ، اما در مورد زهرى و خيلىهاى ديگر همين جور است . بعد مىگويد : ابن ابى الحديد عدهء زيادى از شخصيتها و رجال آن زمان را نام آورده است كه اينها همه از اهل بيت ،
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 46 ، ص 143 .